مهمونی عیدانه

الان ساعت دوازده و نیم نیمه شب گذشته و من تو تختم نشستم و دارم تایپ میکنم ،،، دمنوش زنجبیل رو هم سرکشیدم ،،،


++امروز عصر ساعت 7 ، با بچه ها خونه ی زهرا قرار داشتیم برای عید دیدنی ،،،

حورا اومد ،،، رها هم گفت من بعد از شیفتم ، یعنی حدود ساعت 8 میام ، که او مد ،،، اما مهتاب نرسید چون جایی بودن و مرضی هم رفته بودن باغ و دیگه دیر می رسید و بیخیال اومدن شد ،،،

خوش گذشت ،، خوردیمو ، گفتیمو ، خندیدیمو ، با بچه ی زهرا که الان نه ماهشه بازی کردیم ،،،

حدود ساعت ده شب اینطورا ، حورا و شوهرش منو رسوندن خونه امون ،،،، تو راه یه شونه تخم مرغ و یه بسته خرما برای خونه خریدم ،،، دو تا بستنی دابل چاکلت هم از سوپری برای حورا و شوهرش گرفتم،،،


++با دوستام در مورد برخوردم با دومادمون مشورت کردم و من باید از دومادمون عذرخواهی کنم ،، بالاخره من از سر دلسوزی یک حرفی زدم ولی بقول رها ، حرفتو بد زدی ، میتونستی جمله بندی بهتری به کار ببری ،،،

نگم براتون که از یک هفته قبل پربود من چه آدم اخلاق گند و مزخرفی میشم و معمولا همیشه در همین تایم ، با بعضیا حرفم شده ،،،

من اشتباهاتمو با کمال میل می پذیرم،،،،


++قراره فردا ، کله ی صبح با برادرم برم کوهنوردی ،،، کوله امو آماده کردم ،،، برای ناهارمون ، ماکارونی  با نون به صورت ساندویچ درست کردم ،،، کلی خرما تو ظرف گذاشتم ،،،

خوشحالم که برادرم در کوهنوردی همپای منه ، قبلنا خیییلی رغبتی نداشت ولی اینسری که اومد ایران ، به کوهنوردی علاقه نشون داد،،، ماشالله توانایی بدنیش هم خوبه،،، بهم قول داده بعد تعطیلات بره باشگاه (حداقل تا وقتی که ایران هست بره باشگاه ،،،فکر کنم یه دو ماه دیگه ایران باشه)،،،


++دیگه الان عقلم سرجاشه ،،، و احساساتم استیبل ،،، آخ که این بالا و پایین شدن هورمونا چی به سرم میاره ،،،

امروز تو حموم داشتم فکر میکردم که چقدددددد خدا به بابا صبر داده ،،،چون تا من پریودم تموم میشه اون یکی خواهرم میشه ، تا اون دوره اش تموم میشه ،خواهربعدیم پریودش نزدیکه و این پروسه در طول هر ماه در گردش هست و بیچاره بابام که باید با بی اعصابی و کم تحملی های ما دختراش ، کنار بیاد،،،

خداروشاکرم بابت همه چیز،،، عاقا خود این پریود نعمته بزرگیه برای ما خانوما،،،آخ آخ، شش ماه در طول شیمی درمانی دچار یاءسگی موقت شدم ، و چقد در طول روند درمانم، قدر تک تک نعمت هایی که به چشمم نمی اومد رو دونستم،،،موهام،،، پریود شدن های ماهانه و سر موعد،،،،خدایا بابت هر دم و بازدم شکرت ،،، همینکه هر روز بهم فرصت یک زندگی و تجربه ی جدید میدی ، خودش نیاز به بجا آوردن سجده ی شکر داره ،،،خدایا اصلا همینکه لذت کسب آرامش با "یاد تو" را بهم چشاندی ، شکر،،، الا بذکر الله تطمین القلوب ،،،

من با دلم به سمت خدا رفتم و از قبل بیماریم ، خیییلی وقتا عممممیقا از خدا میخواستم دستمو بگیره ،،،کاری به حرفای یکسری آدمای مذهبی نما و چرت و پرتاشون و شست و شوی مغز ما جوونا با خزعبلاتشون که فقط به درد خودشون و همقطاران خودشون میخوره ندارم و با حرف و رفتاراشون آدم رو از هرچی دین و مذهب ، زده میکنن،،،

من همه چیزمو از خدا و عنایت های ایمه مخصوووووصا امام حسین ع دارم ،،، و الحمدلله بابت همه چیز،،،


++رها در جمع دوستان گفت که امسال hdn ازدواج میکنه ،،، میگه برای هر کسی که پیشگویی کردم درست از آب در اومده ،،، ببینم پیشگویی رها خانم چطور از آب در میاد ،،


++اگر هیچی توی این دنیا نداشته باشی ، اما عشق و حب اهل بیت رو داشته باشی ، از همه عالم غنی تری،،،

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد